تک درختی در کویر

گرم است هوا و ریزد ، از آسمان شراره

هر سو کویر و صحرا ، تا چشم کند نظاره

ای کاش سایه ای بود ، در زیر یک درختی

تا اندکی بکاهد ، از رنج و درد و سختی

ای کاش تک درختی ، می شد این جا پیدا

می شد به آن پناه برد ، از التهاب گرما

آن گه به زیر چترش ، آرام شد و کمی خفت

تا خاطرات شیرین ، با یاد آن شود جفت

افسوس که این بیابان ، خالی است از سایه بان

راهی ندارد به باغ ، یا چشمه ای مهربان

علیرضا چخماقی