به یاد سلمان - قیصر - طاهره
برای زنده یاد طاهره صفارزاده
آفرینت باد !...
در روزگاری که حقیقت حیات
روزی هزار بار می مرد
و با لالایی متشاعران گزافه گوی
مردمانی را خواب می برد
شعر تو ، از سر چشمه ی شعور ، آب می خورد
و از طهارت روح ، طراوت می گرفت
و ترجمانی بود از آیات الهی
تا در خزان اندیشه
رنگ ببازند حرف های شعاری
و بشکفند گل های بهاری
*
هر شعرت سفری بود به شهر دانایی
کز گذرگاه واژه ها
دری می گشود به بوستان معرفت
پنجره ای به باغ معنا
تو مسافر همیشه در راهی بودی
سرشار از پرسش های ناب
لبریز از پرسیدن
*
آفرینت باد
آن گاه که در سال های سخت سکون و سکوت
که مالامال اندوه بود و ملال
و چرکین و دردناک از زخم دو هزار و پانصد سال
در سفری تازه به دیار پارسایان
از سلمان گفتی و از وضع حال
تا به یمن این دیدار
خفتگانی چند
زخواب غفلت شوند بیدار.
غلیرضا چخماقی
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آبان ۱۴۰۴ ساعت 22:57 توسط علیرضا چخماقی
|