گنج سلیمانی

گنج سلیمانی
تورا تشنه بودیم و هستیم هنوز / و افزون شود این عطش روز به روز
تو آبی روان بودی و این کویر / به دنبال آب ، هم به شب ، هم به روز
تو آرام جان بودی و هم قرار / گرفتی قرار و ببردی قرار
به هر سو که رفتی ، شدند دشمنان / پراکنده یا کشته یا در فرار
تو قاسم شدی تا که سهمی دهی / به مردم ز ایمان و از آگهی
و از گنج سلیمانیِ خویشتن / گذاری به جا ، گوهر همرهی
علیرضا چخماقی
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۴۰۴ ساعت 8:30 توسط علیرضا چخماقی
|