دوشنبه : 15 / 10 / 1404

پاره‌های به هم پیوسته

علیرضا چخماقی

انتشار مصاحبۀ آقای تاج زاده در مجلۀ فرانسوی لوپوئن و همین طور پخش گفت‌وگوی خانم فائزه‌هاشمی با رادیو فردا و نیز انعکاس حرف‌های خوانندۀ پیشکسوت، آقای شهرام ناظری در دانشگاه سلجوق ترکیه و همزمان با این‌ها‌، پخش به اصطلاح مستند ساختۀ پگاه آهنگرانی دربارۀ ترانه علیدوستی از بی‌بی سی فارسی را که تقریبا در یک بازۀ زمانی محدود صورت گرفته است؛ اگر در یک تلقی خوشبینانه‌، همزمانی این موارد را اتفاقی به حساب بیاوریم‌، امّا دراین که مجموعۀ این جنجال‌آفرینی‌ها را که ادامه و استمرار توطئه‌های دشمنان و یک جنگ تمام‌ عیّار رسانه‌ای علیه کشورمان محسوب می‌شود؛ نمی‌توانیم اتفاقی بپنداریم و نکتۀ تأسف بار این است که بازیگران این فیلم‌های‌های تکراری و دشمن شادکنی که بیگانگان فیلمنامه‌اش را نوشته‌اند‌، همگی شناسنامۀ ایرانی دارند!بله شناسنامه‌ها ایرانی است‌، امّا آمال و افکار، ضد ایران و ایرانی و در راستای اهداف و نقشه‌های بیگانگانِ ایران‌ستیز‌، آقای مصاحبه‌کننده با مجلۀ لوپوئن‌، به ظاهر زندانی است امّا آن چنان در مظلوم‌نمایی و تحریف حقایق استاد شده است که با رکورد بیش از سیزده هزار و دویست فرسته (پست) در اینستاگرام‌، همزمان در تلگرام‌، توئیتر (ایکس) فیس بوک و کلاب‌هاوس هم مشغول کار است، دومین نفر هم که میراث‌خوارگنجینۀ آزادی و وارثِ شهرت پدری است در کسوت «سازندگی» که خودش به خرابکاری اشتغال دارد؛ سومین فرد جنجال‌آفرین این روز‌ها‌، آقای شهرام ناظری است که گمان می‌رفت این همه استفاده از اشعار مولوی در آثار موسیقیایی‌اش‌، نشانه‌ای است از روح حقیقت جوی او در شناخت حقایق عینی و درک وقایع؛ که سخن‌رانی سخیف و مداهنه‌آمیزش در جهت رضایت میزبانان ترکیه‌ای‌، این گمان باطل را رد کرد؛ آنجا که او سارقانِ هویت ایرانی مولوی را ستود و در مذمت مهدِ مولوی یعنی ایران و بلخِ سابقا ایرانی‌، لاف عقل زد و طامات فراوان بافت.و امّا چهارمین هوچیگرِ این جمعِ کارگزاران دشمن‌، خانم ترانۀ علیدوستی است که در پی تثبیت موقعیتِ سابق خود‌، فیلم دیگری بازی کرده‌، امّا بازیگری‌اش آن چنان ناشیانه از کار درآمده که دم خروس خودشیفتگی و جهل مزمن او، از لابه‌لای فریم‌های فیلم و تدوین آن بیرون زده است!... و در یک کلام می‌توان گفت اگر چه سال‌ها از نمایش اولین فیلم این خانم بازیگر (من ترانه پانزده سال دارم ) گذشته و تقریبا دو برابر آن پانزده سال‌، بر سن قبلی‌اش اضافه شده‌، امّا گویا رشد عقلی و درک و فهم وی‌، در شناخت دوست و دشمن و خوب و بد این روزگارِ بلاخیز و فتنه‌پرور، متأسفانه در همان پانزده سالگی متوقف مانده و منجمد شده است.